X
تبلیغات
پایگاه رسمی همایش آزادگان تکریت 11

تعداد بازديد :  
تاريخ : سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391

خبر واگذاری سهام نیروگاه دماوند بتدریج قطعی شد!!!

800 میلیارد تومان سهام بجای 800 میلیارد تومان پول نقد!!!

توجه: نکته جالب در خبری که در ذیل می خوانید این است که این مبلغ بابت رد دیون فقط آزادگان نیست بلکه بابت رد کل دیون به بنیاد شهید و امور ایثارگران است بنا بر این مشخص نیست چه مقدار از این سهام که کسی قبولش ندارد متعلق به آزادگان است.

خبرگزاری فارس: دولت 800 میلیارد تومان از سهام خود را در شرکت نیروگاه دماوند بابت رد دیون به بنیاد شهید و امور ایثارگران واگذار می کند . نمایندگان ویژه رئیس جمهور مصوب کردند، سهام دولتی و متعلق به دولت در شرکت تولید نیروی برق دماوند پس از کسر سهام ترجیحی توسط سازمان خصوصی سازی بابت رد دیون دولت به میزان 800 میلیارد تومان به بنیاد شهید و امور ایثارگران واگذار گردد.




ادامه مطلب...
ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391
عکس:نشست سران‌سه قوه به میزبانی‌قوه‌قضائیه

 



ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391
هامش عجیب رئیس دفتر بقایی در حاشیه یک نامه!

رئیس دفتر بقایی هامش عجیبی در حاشیه یک نامه اداری از خود برجای گذاشت.


به گزارش فارس، رئیس مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری امروز در نامه‌ای به شماره 1218750 خواستار اطلاع‌رسانی دبیرخانه مرکزی به منظور حضور کلیه کارکنان نهاد در آئین زیارت عاشورا شد.

در اطلاعیه پیوست این نامه اعلام شده است که ساعت 7:45 صبح فردا سه‌شنبه، مراسم زیارت عاشورا به ‌‌مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) رهبر مذهب شیعه، در محل مقر شهدای گمنام نهاد برگزار می‌شود. 

اما نکته جالب، واکنش تعجب‌برانگیز مدیر کل حوزه دفتر معاون اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری به این نامه بود که به آن اشاره می‌شود.

ذوالفقاری در هامش نامه غرقی با قید عبارت «فوری» نوشت: «هر دم از این باغ بری می رسد. ما که نفهمیدیم کی به کی است؛ الحمدلله هر کسی هر کاری می خواهد، می‌کند و ظاهرا باید از بیکاری مفرط ناشی شود»!



ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391
عکس: گلزار شهدا در بوستان ولایت


حضور سازمان بهشت زهرا(س) در جشنواره محیط زیست شهری بوستان ولایت با برگزاری نمایشگاهی با موضوعیت مقام شامخ شهدا وخانواده معظم شهدا و ایثارگران حال و هوای معنوی به این غرفه بخشیده است .




ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391

کمی آن طرف‌تر از بیروت، پایتخت لبنان دره‌ای به نام «دره قادیشا» وجود دارد که در زیبایی بی‌نظیر و بی‌مانند در جهان است.

به گزارش فارس، در کشور لبنان دره‌ای به نام «قادیشا» وجود دارد که بسیار زیبا و دیدنی است.

دره قادیشا که به دره «قنوبین» نیز معروف است، یکی از عمیق‌ترین دره‌های لبنان است که در 121 کیلومتری بیروت، پایتخت این کشور واقع است و در اعماق آن رود قادیشا در جریان است.
دره قادیشا در ارتفاع 1500 متری دریا قرار دارد و تمام زیبایی‌های طبیعت از رودخانه و کوه و درخت و گرفته تا مه و ابر و برف و باران را می‌توانید در آن مشاهده کنید.
دره قادیشا از منطقه «بشری» شروع می‌شود که زادگاه شاعر بزرگ و برجسته لبنانی «جبران خلیل جبران» است.
زیبایی این دره به حدی است که سازمان «یونسکو» آن را در فهرست اماکن فرهنگی و میراث بشری جهان قرار داده است.
 


تصاویر دیگری از این دره بسیار زیبا را مشاهده کنید:














ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391

رییس پلیس دبی ایران را به انجام حملات تروریستی تهدید کرد.

به گزارش عصر ایران ، " ضاحی خلفان " رییس پلیس دبی روز یکشنبه در مصاحبه با شبکه خبری العربیه  مدعی شد ایران در کشورهای جنوب خلیج فارس و از جمله امارات دارای هسته های تروریستی خفته است که در زمان معین فعال می شوند.

وی در ادامه ادعاهای خود گفت: در صورتی ایران هسته های تروریستی خود در امارات و دیگر کشورهای کشورهای عربی را فعال کند، امارات نیز هسته های تروریستی  خفته خود در ایران را فعال خواهد کرد!

خلفان که به ایراد سخنان خلاف قاعده و عرف مشهور است در ادامه مدعی شد بر اساس اطلاعاتی که دارد هسته های تروریستی تحت حمایت ایران به امارات نفوذ کرده اند.

وی تهدید کرد در صورتی که این هسته ها دست به انجام اقدامات تروریستی بزنند ، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بی تفاوت و نظاره گر نخواهند بود.

خلفان با اشاره به اینکه این پیام را به مقامات ایران نیز انتقال داده افزود در صورتی که ایران بخواهد با استفاده از هسته های تروریستی امنیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را به هم بزند ، ما هم ساکت و بی تفاوت نخواهیم بود و امنیت ایران را با فعال کردن تیم های تروریستی خفته به هم خواهیم زد.

این نخستین بار است که یک مقام رسمی امارات به داشتن هسته های تروریستی پنهان در خاک ایران اعتراف می کند ، مساله ای که ممکن است تبعات زیان باری بر سیاست خارجی دولت امارات داشته باشد.

رییس پلیس دبی که حدود 3 دهه است در این سمت قرار دارد، پیشتر نیز با اظهارات جنجالی در زمینه مسایل مربوط به سیاست خارجی و مسایلی که ظاهرا هیچ ارتباطی با وظیفه اصلی او ندارد ، جنجال ساز شده بود.



ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391

بازدید حجت الاسلام مازندرانی از دفتر موسسه پیام در مشهد

حجت الاسلام مازندرانی؛؛ مدیر وبلاگ آزادگان تکریت 11 که روز گذشته با آزادگان گلستانی دیدار و گفتگو داشته است؛؛ شب گذشته قبل از عزیمت به سوی مشهد مقدس با آزاده سرافراز مازندرانی برادر علی سوسرایی که در گلستان بسر می برد؛؛ دیدار و گفتگو نموده و سپس عازم سفر مشهد مقدس شده بود. امروز با عده ای از آزادگان مشهدی دیدار و پس از بحث و بررسی پیرامون مسائل اردوگاه ؛؛ به طور سرزده به دفتر موسسه پیام آزادگان واقع در چهارراه لشگر مشهد رفته از دفتر بازدید و پس از دیدار و گفتگو ؛؛ با حاج عباس پارسائی معاون فرهنگی دفتر مشهد مقدس و حجت الاسلام موحدی رئیس دفتر موسسه پیام آزادگان در مشهد عکسی هم به رسم یادگاری با هم انداختند .



ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391


تصویر محمودرضا خاوری مدیرعامل سابق و فراری بانک ملی چندین بار امروز در همایش بانکداری اسلامی پخش شد.

به گزارش مهر ، بیست و سومین همایش بانکداری اسلامی با حضور محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی ، کارشناسان و دست اندرکاران نظام بانکی کشور از امروز در موسسه عالی آموزش بانکداری ایران آغاز به کار کرد.

در ابتدای این همایش تصاویری از همایش‌های قبلی بانکداری اسلامی پخش شد که بر همین اساس، تصاویر محمودرضا خاوری مدیرعامل سابق و فراری بانک ملی و سید حمید پورمحمدی قائم مقام سابق بانک مرکزی چندین بار تکرار شد.

نکته قابل توجه دیگر اینکه سید شمس الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی و سخنگوی اقتصادی دولت در مراسم آغاز به کار این همایش حضور نداشت.

در این همایش دو روزه که با محور ارتباط متقابل تحولات اقتصادی در نظام بانکداری اسلامی برگزار می شود، قرار است شماری از صاحب نظران حوزه ، دانشگاه و مسئولان نظام بانکی به طرح دیدگاه های خود بپردازند.


ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391


برای دیدن تصویر بزرگتر روی عکس کلیک کنید


ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391

داش مشدی

برای تهیه خبر و گزارش از سی امین سالگرد به اسارت درآمدن حاج احمد متوسلیان به کردستان رفته بودم ، بعد از برنامه یادبود با جمعی از دوستان و هم رزمان حاج احمد آشنا شدم و شب برای مصاحبه و یادآوری خاطرات پیش آن ها رفتم تعدادشان به 15 نفر می رسید . وقتی به آن ها نگاه می کردم بی آنکه حرفی بزنند یاد جبهه ،جنگ و رشادت می افتادم،هنوز بوی آن روزها را می دادند! بعد از سلام و احوالپرسی و معرفی خودم خواستم که خاطراتی از روزهایی که با حاج احمد متوسلیان سپری کردند بگویند و من خاطراتشان را ضبط کنم .



ادامه مطلب...
ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391

عزل 24 مشاور توسط جانباز هفتاد درصد

کیهان هاشم نیا جانباز هفتاد درصد ۲۴ مشاور استاندار پیشین خود را که قاطبه آنان غیر بومی بودند از کار برکنار کرد.

به گزارش شاهد شمال به نقل از منابع موثق، این گروه مشاوران ماهیانه از ۷۰۰ هزار تا ۳ میلیون تومان حقوق دریافت و از امکانات دولتی دیگر مانند منزل سازمانی و یا خودرو استفاده و ماهانه،میلیون ها تومان هزینه مستقیم و غیر مستقیم به بیت المال تحمیل می نمودند!


کیهان هاشم نیا استاندار گیلان یادآوری نموده است در صورت نیاز به گزینش مشاور از مشاورین توانمند بومی استفاده خواهد نمود.

شایان ذکر است این عمل استاندار سبب صرفه‌جویی سالانه چند میلیارد تومان از بیت‌المال می‌شود. همچنین باید دانست که در اسامی مشاورین حذف شده کسانی دیده می‌شوند که شغل و مسئولیت داشته و حقوق مشاور را هم دریافت می‌کردند!
ضمننا آخرین خبرها حاکی از آن است که هاشم‌نیا در حال بررسی عملکرد سایر مشاورین و مقامات استانداری است و به نظر میرسد خانه‌تکانی در استانداری راه درازی تا پایان خود دارد.

سایت استانداری گیلان اسامی زیر را منتشر کرد:

در نامه مورخ ۱۵  /  ۶ / ۱۳۹۱  معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی  استانداری خطاب به افراد ذیل آمده است :
جناب آقای محمد موازی
جناب آقای سید ضیاء حسینی
جناب آقای علی اصغر جلیلی
جناب آقای  عزیزاله زارعی
جناب آقای  هاشم شیرازی
جناب آقای جلال عسکری
جناب آقای آیت علوی
جناب آقای  دکتر بیگلر تبار
جناب آقای حسین عاشوری
جناب آقای علی عرب
جناب آقای احمد آقایی کماء
جناب آقای عباس شعبانپور
جناب آقای حجت الاسلام والمسلمین مجتبی اشجری
جناب آقای  ناصر قربانی
جناب آقای  محمد علی رمضانی
جناب آقای فرامرز بشارتی
جناب آقای محمد پور محسن
جناب آقای حسین خرم جاه
جناب آقای علی اکبر درویشی
جناب آقای محمد حسین طبرستانی راد
جناب آقای علی ماهر النقش
جناب آقای محمد مهدی آل حبیب
جناب آقای سید رضا معصومی
سرکار خانم  رحمانی
با تقدیر و تشکر از همکاری جنابعالی در طول دوره مشاوره، بدین وسیله پایان ماموریت شما اعلام می گردد.


منبع : فاش نیوز



ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391

اگردیدی سلام مارا هم برسان!

سید عبدالرحیم موسوی - دیروز توی جبهه ها که بودیم لابه لای آدم های خاکی آن سرزمین، بعضی ها را می دیدی که از همه خودمانی تر و خاکی تر بودند. بین بچه ها بودند اما انگار یک تفاوت اساسی با بقیه داشتند.

 نمی دانم! هر چه بود این تفاوت را نمی شد به دیگری نشان داد یا حتی  نمی شد به وضوح دید فقط همین را می دانم که وقتی توی خط ، موقعیت سختی پیش می آمد سر و کلّه ی همان کسانی که حرفشان هست پیدا می شد. وقتی همه مضطرب بودند آن ها مطمئن حرف می زدند. وقتی همه می ترسیدند آن ها آرام و با صلابت نگاه می کردند. هنگامی که همه دستپاچه می شدند و ضامن اسلحه را روی رگبار می گذاشتند و بی هدف شلیک می کردند آن ها فقط یک تیر شلیک می کردند. آن هم گلوله ی منوّری بود که همه جا را روشن می کرد. وقتی راه را گم می کردیم کافی بود به انگشت اشاره آن ها دقت کنیم. وقتی محاصره می شدیم زمزمه ی زیارت عاشورای آن ها را می شنیدیم و زمانی که بر دشمن غالب  می شدیم سجده شکر می گذاردند.

وقتی نام امام(ره)را می شنیدند لبخند می زدند و هنگامی که نام زهرا(س) برده می شد شانه هایشان می لرزید و گونه هایشان خیس می شد.

زمانی که یکی از آن ها مجروح می شد به جز امدادگر کسی خبردارنمی شد ولی هنگامی که بی سیم چی را تنها می دیدی حدس می زدی که یکی از آن ها از پیش مان رفته است. نه اسم خاصی داشتند نه لقب خاصی. نه درجه ای ، نه لباس مخصوصی و نه هیچ علامت دیگری اما نمی دانم چرا بین همه سربندها همان سربندی را که نام حضرت زهرا (س) بر آن نقش بسته بود انتخاب می کردند.سال ها پس از جنگ شنیدم که به آن ها می گویند«سردار شهید»!

سردار شاهمرادی، سردار رحمانی، سردار کاوسی، سردار ارجمند، سردار رجب پور و ...

نمی دانم امروز هم از این جور آدم ها بین ما هست یا نه؟! حتماً هست، با همان تفاوتی که گفتم. وقتی همه مضطرب می شوند آن ها مطمئن هستند. گویا چیزی می بینند که دیگران نمی بینند. وقتی راه را گم می کنیم کافیست به مسیری که آن ها می روند دقّت کنیم. هنوز هم گمنام اند و از اسم و لقب و پُست و مقام دوری می کنند. زود به زود نمی شود آن ها را دید اما یقین دارم که هنوز هم بین بچه بسیجی ها هستند. راستی اگر یکی از آن ها را دیدی سلام مرا هم برسان!



ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391

کفش‌های سی‌کیلویی حاج همت!


ابراهیم صدایش درآمد و گفت "این کفش‌ها مال بسیجی‌هاست، مال کسی نیست. بیخود بذل و بخشش نکنین." گفتم "خب مگه تو خودت بسیجی نیستی؟" گفت:"نه، به من تعلق نمی‌گیره."


خبرگزاری فارس: کفش‌های سی‌کیلویی حاج همت!

برای دیدن حاجی، به همراه مادر و همسر و فرزندش به اندیمشک رفتیم. شب آمد و صبح زود رفت، من هم همراهش رفتم. به جاهای مختلفی می‌رفت و سر می‌زد تا اینکه به انبار رسیدیم. داخل انبار حدود هفت، هشت هزار جفت کفش و پوتین بود، چشمم به کفش‌های حاجی افتاد. دیدم از آن کفش‌های روسی که سی کیلو وزن دارد، پوشیده و کلی هم گل و ماسه به آن چسبیده است.

مانده بودم که او چطور این کفش‌ها را حرکت می‌دهد. گفتم "حاجی!" گفت: "بله" گفتم "برو یکی از این کفش‌ها رو پات کن". گفت "اینها مال بسیجی‌هاست". یکی از دوستانش که همراه ما بود خندید، خیلی بهم برخورد. بعدها فهمیدم که معنی خنده‌اش این بوده که "حاج آقا دیر اومدی زود هم می‌خوای بری؟"

آنها چندین بار از ابراهیم خواسته بودند که کفش‌هایش را عوض کند اما او این کار انجام نداده بود. دوستش به من گفت "حاج آقا بهتون برنخوره، این انبار و باقی پادگان تماماً متعلق به حاجیه، ما هیچ کاره‌ایم. امر بفرمایین همه کفش‌ها رو می‌دیم به حاجی."

ابراهیم صدایش درآمد و گفت "این کفش‌ها مال بسیجی‌هاست، مال کسی نیست. بیخود بذل و بخشش نکنین." گفتم "خب مگه تو خودت بسیجی نیستی؟" گفت:"نه، به من تعلق نمی‌گیره."

گفتم "اصلاً من پولشو می‌دم." دست کردم توی جیبم، پول دربیارم که گفت "پولتو بذار توی جیبت، این کفش‌ها خریدنی نیست." هر چه اصرار کردم، هیچ فایده‌ای نداشت...



ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391

ترب می خواهی؟!


تعداد مجروحین بالا رفته بود. فرمانده از میان گرد و غبار انفجار ها دوید طرفم و گفت : "سریع بیسیم بزن عقب بگو یک آمبولانس بفرستند مجروحین را ببرد"


تعداد مجروحین بالا رفته بود. فرمانده از میان گرد و غبار انفجار ها دوید طرفم و گفت : "سریع بیسیم بزن عقب بگو یک آمبولانس بفرستند مجروحین را ببرد" به خاطر اینکه پیام لو نرود و عراقیها از خواسته مان سر در نیاورند پشت بیسیم باید با کد حرف می زدیم. گفتم:"حیدر حیدر رشید"
چند لحظه بعد صدای کسی آمد:
- رشید بگوشم.
- رشید جان حاجی گفت یک دلبر قرمز بفرستید!
-هه هه دلبر قرمز دیگه چیه؟
-شما کی هستی؟ پس رشید کجاست؟
- رشید چهار چرخش رفته هوا. من در خدمتم!
-اخوی مگه برگه کد نداری؟
- برگه کد دیگه چیه؟ بگو ببینم چی می خوای؟
دبدم عجب گرفتاری شده ام. از یک طرف باید با رمز حرف می زدم از طرف دیگر با یک آدم شوت طرف شده بودم .
- رشید جان از همانها که چرخ دارند!
- چه می گویی؟ درست حرف بزن ببینم چه می خواهی؟
- بابا همون که سفیده.
- هه هه نکنه ترب می خوای؟!
- بی مزه! بابا از همانها که رو سقفش یک چراغ قرمز داره.
- د ِ لامصب زودتر بگو که آمبولانس می خوای دیگه!
کارد می زدند خونم در نمی آمد. هر چه بد و بیراه بود به آدم پشت بی سیم گفتم.




ارسال توسط کمیته فرهنگی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه نوزدهم شهریور 1391

دردآورترین شب‌هایی که گذشت

عوامل ستون پنجم، بیش از هر موقع، به داخل شهر نفوذ کرده بودند. در پست‌های دیده‌بانی افرادی دیده می‌شدند که در شب با چراغ‌دستی علامت می‌دادند. بعدازظهر یکی از روزها به استادیوم رفتیم. قرار بود آموزش تخریب یاد بدهند. هنوز از شروع جلسه چیزی نگذشته بود که صداهای آژیری به گوش رسید.

خبرگزاری فارس: دردآورترین شب‌هایی که در هویزه گذشت

خبرگزاری فارس درداورترین شبهایی که درهویزه گذشت

به گزارش فارس (باشگاه توانا)، کتاب «سفر هفتم» یادداشت‌های روزانه شهید«نصرالله ایمانی» است. وقتی صدای شنی تجاوز در گوش خاک ما پیچید و لوله‌های توپ و تانک، پنجره‌ خانه‌های ما را نشانه رفت، نصرالله و گروهی از جوانان همشهری‌اش، با لباس خاکی رنگ، خود را میان دشت‌ها و نخلستان‌های جنوب دیدند.



ادامه مطلب...
ارسال توسط کمیته فرهنگی